تبلیغات
همه چیز


نویسندگان
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
درباره ما

...دریا آبی نیست این رنگ آسمانه که روی دریا می افتد من گول نمی خورم...
ایجاد کننده وبلاگ : فرزین عقبایی



نویسنده: فرزین عقبایی |
شنبه 30 اردیبهشت 1391 |

زنی با لباسهای كهنه و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محل شد و با فروتنی از فروشنده خواست كمی خواروبار به او بدهد.

وی گفت كه شوهرش بیمار است و نمی­تواند كار كند، كودكانش هم بی­غذا مانده­اند.

فروشنده به او بی­اعتنایی كرد و حتی تصمیم گرفت بیرونش كند. زن نیازمند باز هم اصرار كرد. فروشنده گفت نسیه نمی­دهد.

مشتری دیگری كه كنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می­شنید به فروشنده گفت: ببین خانم چه می­خواهد خرید او با من.

فروشنده با اكراه گفت: لازم نیست، خودم می­دهم!

-  فهرست خریدت كجاست؟ آن را بگذار روی ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر !

زن لحظه­ای درنگ كرد و با خجالت، تكه كاغذی از كیفش درآورد و چیزی روی آن نوشت و آن را روی كفه ترازو گذاشت.

همه با تعجب دیدند كه كفه ترازو پایین رفت.

خواروبار فروش باورش نمی­شد اما از سرناباوری، به گذاشتن كالا روی ترازو مشغول شد تا آنكه كفه­ها با هم برابر شدند.

در این وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوری، تكه كاغذ را برداشت تا ببیند روی آن چه نوشته است.

روی كاغذ خبری از فهرست خرید نبود، بلكه دعای زن بود كه نوشته بود:

ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده كن.

 

فروشنده با حیرت كالاها را به زن داد و در جای خود مات و مبهوت نشست.

 

زن خداحافظی كرد و رفت و با خود اندیشید: 

فقط خداست كه می­داند وزن دعای پاك و خالص چقدر است...





آخرین مطالب

» سختی را آسان بگیریم ( پنجشنبه 18 آبان 1391 )
» کودک قهرمانی که یک دست نداشت ( پنجشنبه 18 آبان 1391 )
» 10 کلید رسیدن به آرامش ( چهارشنبه 5 مهر 1391 )
» موفقیت ( چهارشنبه 5 مهر 1391 )
» خاطرات زمستان را به بهار نیاور ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» شیطان و فرعون ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» عیب کوچولوی عروس ( دوشنبه 3 مهر 1391 )
» آیا می‌‌دانستید؟... ( سه شنبه 20 تیر 1391 )
» تست بسیار جالب : این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود ( دوشنبه 19 تیر 1391 )
» داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند ( دوشنبه 19 تیر 1391 )
» داستان مرد پولدار و مسئول خیریه ( دوشنبه 19 تیر 1391 )
» آرزوی کافی برای تو می‌کنم! ( دوشنبه 19 تیر 1391 )
» شاهنامه ( یکشنبه 18 تیر 1391 )
» ویولونیست ( شنبه 17 تیر 1391 )
» طعم هدیه ( شنبه 17 تیر 1391 )
» عروسک و دختر بچه ( شنبه 17 تیر 1391 )
» مرد و رمال ( شنبه 17 تیر 1391 )
» افزایش آمار بلاگ شما ( سه شنبه 13 تیر 1391 )
» گلچین آموزشی_ترفند ها_اخبار جالب_طنز و دیدنی ( سه شنبه 13 تیر 1391 )
» جوک خنده دار sms ( دوشنبه 12 تیر 1391 )
» سر کاری ( دوشنبه 8 خرداد 1391 )
» عمل به قول ( دوشنبه 1 خرداد 1391 )
» مفهوم عشق ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» خدا همیشه هست باورش کن ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» آخرین حرف ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» دعای زن ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» مرد نابینا ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» روی سنگ قبرم ننویسید ... ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» روی ساحل ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )
» سیب ( شنبه 30 اردیبهشت 1391 )

تمامی حقوق سایت مربوط به علی عقبایی و گروه همه چیز می باشد وحق کپی رایت دارند و باذکر منبع مجاز می با شند